jeudi 26 août 2010

فرصت

در این چند روز اخیر اتفاقات با چنان سرعتی روی می‌‌دهند که فرصت هر گونه عکس‌العملی را از من گرفته اند،
سعی‌ من در این است که کمتر به عواقب و مسائل ایجاد شده در پس چنین تصمیمی فکر کنم...
چگونه و در چه شرایطی از عهده انجام تمام کار‌ها به طور همزمان بر خواهم آمد؟!
نمی‌‌دانم اما خدا بزرگ است !!

mardi 17 août 2010

غالب و مغلوب


خیلی‌ بد می‌شه با آدم‌هایی‌ که باد غرور سرشون رو پر کرده بحث کرد، به هرحال وقتی‌ با چنین اشخاصی‌ بنای بحث رو میگذری همیشه خدا مغلوب هستی‌ و هیچ گاه حق به تو نمی‌رسه !!
به گفته سارتر، "احساس رسیدن به حقیقت، آغاز فاشیسم است "

قمر در عقرب

خوب با این میل جدید، اوضاع بسیار قمر در عقرب تر از گذشته شد،
یک دم شمال، و یک دم جنوب جهت مصاحبه، وسط این همه کار !!
در شرایطی که حتا یک ساعت هم مهم میتونه باشه، این
موضوع، شرایط رو خیلی‌ پیچیده میکنه !
مغز ما در
حال سوت کشیدن است و بس !

vendredi 13 août 2010

............................ندارد

ما را چه میشود که به کتمان خود روی آورده ایم، کتمان تمدن، فرهنگ، آداب و عاداتی که چه خوب و چه بد، روزی به آن تعلق داشتیم، و در دامن آنها پرورش یافتیم...
ما را چه می‌‌شود که حتا اجازه گذشت زمان را هم برای از خاطر بردن ریشه هایمان، نمی‌‌دهیم ؟!
روز خود را با بهت و تحیر آغاز می‌کنم،
حتا کلام نیز از باز گویی شدت سر خوردگی من از شنیدن برخی‌ اظهارات عاجز است.
کتمان خود، کتمان هستی‌ خود، کتمان، کتمان..........

mercredi 11 août 2010

شاخه به شاخه

دوستی‌ داشتیم که از ما دور بود و روایاتی برای ما تعریف کرد در دیدار مجددمان:
با وجودی که دیده بوسی بین خانوم و آقا در فرهنگ ما جایی ندارد، یا اگر هم هست بعد از دیدار‌های طولانی‌ مدت بین دو دوست از جنس غیر موافق اتفاق می‌افتد، این دو هر باری که همدیگر را میبینند، حتا اگر ناهار را هم با هم صرف کرده باشند، باز هم دیده بوسی میکنند، هر روز..
و با هر دیدار، به خصوص وقتی پسرک صورت را جلو میبرد، تمام ولع یی که وجودش را فرا گرفته را به خوبی‌ میتوانی‌ حس کنی‌،
حالا چرا اینگونه است نمی دانم، یا اصلا به من مربوط نیست، اما تعلل پسرک است که ما را متعجب ساخته،
شاید هم مساله جرات است شاید هم کنه قضیه به مردانگی مربوط میشود، شاید هم بلاتکلیفی بین تعدد زوجات
خلاصه میگفت و می‌کوبید جناح مرد سالارانه جامعه ما را، و ما بودیم خاموش که شاید حقیقت همین باشد، ولع مردانه