lundi 30 septembre 2013

پاییز شمال ۶۰

پاییز شمال ۶۰، از هر جای دیگه دنیا زیبا تره..چنین مناظری به عمرم ندیده‌ بودم
حتا تو قلب قاره سبز



mercredi 18 septembre 2013

عروس پایتخت ها

دیدن این شهر، درست مثل دیدن یک عروس هست
همیشه جذاب، همیشه همیشه

بار‌ها تکرار کردم که مثل زنی‌ می‌مونه که هر بار که می بینمش
عاشقش میشم، و هر بار‌ این عشق عمیق تر
عجیب اینکه هیچ وقت از دیدن اون سیر نمیشی‌
واقعا که این شهر بینظیر هست



mardi 17 septembre 2013

گیلاس روی کیک

دیدن دوست قدیمی‌ در شهر رویاها خیلی‌ چسبید
هرچند کوتاه بود
دوست همون دوست بود، همونطور صمیمی‌
اما درست مثل دوستان قدیمی‌ زادگاه که دوستان و اکیپ‌های جدیدی دارند
من هم تو مهمونی‌، حس می‌کردم به جمع جدیدی
پا گذشتم

حقیقت این هست که فاصله چه بخوای چه نخوای بین آدم‌ها فاصله 
میندازه، هرچند که بهم نزدیک باشند 

vendredi 6 septembre 2013

a man of letters in love

“I have tried to be a man of letters in love with ideas in order to be a wiser and more loving person, hoping to leave the world just a little better than I found it.” 

 Cornel West, The Cornel West Reader





mardi 3 septembre 2013

دوست میدارم

آرامش عجیب این موجود.. چیزی هست که من رو محصور خودش کرده
تحت هر شرایطی همونطور آروم و منطقی‌ می‌مونه

اضطرار

دوستی‌ صمیمی‌ از من می‌پرسید، اگر به هم بخوره همه چیز 
چی‌ می‌شه، چطور واکنش نشون خواهی‌ داد
بهش می‌گفتم هر جدایی جای خودش سخته، به  خصوص اگر دل‌ بسته باشی‌
اما با اتفاقات رنگارنگ زمستان و بهار امسال
دیگه به سختی میترسم

 یاد گرفتم هر آدمی‌
با وجود ظاهرش و حرف‌های قشنگ قشنگش، میتونه ناگهان سورپرایزت کنه 
دوستت دارم‌ها میتونند پاش که بیفته
باد هوا باشند یا نه
و با تلنگری، همه نقشه ها، امید‌ها و آرزو‌هات در هم بشکنند
دیگه نمی‌ترسم، ترس از جدایی، ترس از دل بستن رو در من از بین بردند