Et baa voilà que je ne peux pas faire de copier-coller, je suis restraint et limité par les codes de sécurité qui s'imposent ici..!
Juste pour montrer une envie exaltante d'écrire..j'écris quelques lignes en français..!!
mardi 30 novembre 2010
dimanche 21 novembre 2010
یک مرد تنها
کاش میشد از بینابین روزمرّگی ها، دویدن ها، شب بیداریها فرصتی بود که بنویسم، از دلم، از اون چه که این روزها بر من میگذره، از تنهائی عمیق و شدید..شاید باید مرد بود و همه چیز رو در دل ریخت، اما دلم میخواد روزی که دلم آرم گرفت حداقل بدونم این روزها چه در سر داشتم...
شاید برای خلاصه کردن اوضاع باید گفت "مرد تنهای شب..."
خانه بدوشی و در راه بودن..
تو این لحاظت هست که میگم کاش همراهی، مونسی بود برای همراهی...
Inscription à :
Articles (Atom)