jeudi 15 juillet 2010

مبارکش باشه

پدر به طور خیلی‌ ناگهانی زنگ زد، درست متوجه نشدم چرا...
بعد که گوشی رو داد به امیر حسین ، ماجرا رو فهمیدم
امشب داماد شد و چون من نبودم به عنوان بهترین دوستش، از مامان و بابا دعوت کرده بود که برند به جای من ...
یکی‌ از بهترین دوستان زندگی‌ من امشب داماد شد، مبارکش باشه

1 commentaire: