دوست وکیل مون که شدید به زندگی مشغوله، کاپل پاریسی هم که نصفش دائم میره قسمتهای انگلیسی زبان مملکت.
کلا نیست.
بچههای نسبتا روشنفکر ایرانی هم که جمعی کاملا بسته دارند.
یک بار اومدم برم "کافه لیتراتور"، انقدر از پشت سرم حرفهای نامربوط میشنیدم که تصمیم گرفتم دیگه پام رو اونجا نذارم. آقایی پشت گوشم به همراهش میگفت "همین هست دیگه وقتی برنامه رو اعلان عمومی میکنی، هر کسی پا میشه میاد، دیگه جایی برای نشستن خدامون نیست !!" چطور میشه در یک جمعی تازه وارد باشی و این چنین حرفهایی رو به خودت نگیری
دلم لک زده واسه ۲ دقیقه حرف حساب زدن با یه آدم حسابی،
بشینی بحث کنی، فلسفه ببافی، رد کنی، صورت حساب رو خط بزنی، کم بیاری، متقاعد بشی
دلم برای خودم، عادت هام، آرمان هام، گذشتهام تنگ شده
Il faut eviter le CafeLitt, Ils sont trop "Bache khoshgel"
RépondreSupprimer