lundi 10 juin 2013

نت هایی برای بلبل چوبی


حکایت بارانی بی امان است 
این گونه که من 
دوستت می دارم 

شوریده وار و پریشان باریدن 
بر خزه ها و خیزاب ها 
به بی راهه و راه ها تاختن 
بی تاب، بی قرار 
دریایی جستن 
و به سنگچین باغ بسته دری سرنهادن 
و تو را به یاد آوردن 

چون خونی در دل 
که همواره 
فراموش می شود
حکایتی بارانی بی قرار است 
این گونه که من 
دوستت دارم

شمس لنگرودی

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire