vendredi 1 avril 2016

گاهی

"گاهی "صاد" گاهی "شین
"گاهی "گ
گاهی "شین" هم دانشگاهی..گاهی....میاند تو خاطرم
گاهی اوقات خیلی‌ دلم می‌خواد براشون بنویسم، در عالم دوستی‌ بنویسم
 از اینکه زندگی‌ بی‌ دلیل یک چیز‌هایی‌ رو نمیخواد
بی‌دلیل نیست که نمی‌مونیم و میریم

اگر این من بودم که رفتم، چون آدم همیشه محتاطی بودم تحمل کش ا کش و کش و قوس تو زندگی‌ رو نداشتم
اینکه حتا اگه دلم شکست، اگه تنها گذشته شدم، الان مطمئن هستم همون بهتر که نشد

اما ترجیح میدم سکوت پیشه کنم 
یعنی‌ حرف دارم بعد از این همه سال بهشون بزنم، اما بعد میگم که چی‌، الان هرکی‌ سر زندگیش هست
یکی‌ بچه به دوش است، یکی‌ خونه به سر، هر کسی‌ یه جایی یک اثری گذاشته  روی آدم و رفته
 حالا هر کسی‌ یک برداشتی می‌تونه داشته باشه

اما با موهای سفید شده روی شقیقه به خودم میگم، آره باید اینطور میشد که اگر غیری از این بود راه اشتباه رفته میشد

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire