lundi 18 janvier 2010

هر وقت که بارون میزنه....

به قول یکی از بهترین دوستان زندگیم که در ساله‌های اخیر وعده‌های دیدارهامون به سفر‌های من محدود شده... "یه سری آهنگ‌ها هستند که به دلت می‌‌نشینند بدون که مجبور باشی‌ به کس خاصی‌ فکر کنی‌، به خاطره خاصی‌..."، گرچه باید اعتراف کنم که این روز‌ها مستعد شدم برای چنین جوی !


گفتم که رفتنت یه روز ، قاب دلم رو می شکنه 
گفتی که این بخت تو بود ، تقدیر تو شکستنه


هر وقت که بارون میزنه تو رو کنارم می بینم

حس می کنم پیش منی،هنوزم عاشق ترینم 

گفتم بمون اونروز میاد، غصه هامون تموم می شه 
گفتی اگه با هم باشیم ،لحظه هامون حروم می شه


وقتی رفتی همه دنیا روسرم ،انگاری خراب شد ودلم شکست 
قلب من زانوی غم بغل گرفت رفت و کز کرد گوشه اتاق نشست 
…………………………..


از وقتی رفتی هیچکسی ،همدرد وهمرازم نشد 
هیچکسی حتی یه دفه ،هم غصه سازم نشد


رفتی ولی بدون هنوز ،عاشقتم تا پای جون 
دل بهاریم عاشقه ،چه تو بهار چه تو خزون


هر وقت که بارون میزنه تو رو کنارم می بینم

حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم 






Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire