ملت رو نیگا که دارند چه جور جون میکنند، چقدر دغدغه دارند از صبح تا شب... و خودت رو که نیگا کن که نگرانیت از چیه؟ اصلا چه مرگت هست؟ هیچ معلومه؟
بابا جان داری خستهام میکنی ؟ اصلا چی میخوای از جون من هان ؟ آخه مگه همه ملت این کارها رو میکنند، واقعا که انگار تو غیر آدم ایزد هستیها !!!
چته؟ مگه چی شده که بیخوابی زده به سرت، از صبح با تپش قلب امدی سر کار؟ اینقدر تو خودتی که همکار روبرویی باید برای حالت نگران باشه !!
نه آخه یه دقیقه بگو ببینم چه مرگت هست آخه؟ شاید آری، شاید نه...چرا چپ شده است و چرا راست؟ آیا درست گفتم یا غلط !! و همینطور بی دلیل حتا بی اینکه فکر کنی به چیزی سرت داغ باشه از حرارت...
فقط یه چیزی خودمونی...میشه بسه آقای محترم ؟