mardi 27 septembre 2011

بانو ترون

نوشتن راجع به خدمات علمی‌ خودم به جامعه بشری هم برای خودش، داستانی هست ها...!

به خصوص اینکه سه متری تو، درست روبروی تو موجودی به زیبایی بانو "ترون" نشسته باشه، و هر بار که سرش رو بالا بیاره، نفست در سینه حبس بشه..

امان از خداوندگار زیبای زیبایی دوست..!



Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire