dimanche 22 novembre 2009

حصار




باران بود و ابر و غبار، شاید هم کمی‌ مه . کمی‌ آن طرف تر ،ساختمان مجاور، طبقه ششم، مردی پشت میز با لیوان چای انتظار می‌کشید.

اولین انسانی‌ که بعد از ۶ روز به تنهائی مطلق من راه یافت. شاید به لطف او، این حصار خود ساخته در هم بشکند.

کسی چه می‌‌داند...

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire