آنفولانزای لعنتی بد دردی است، حتا از مرفین قبل و بد عمل تابستونی هم بد تر بود، چه توهمی..،
کابوس یه چیزی رو میدیدم از زور تب،
جالب اینکه یادم نمیاد کابوس چی رو، اما کابوس تکرار میشد تمام شب،
این مغز لعنتی مثل یو یو کش میومد و میرفت ، نمیدونم میتونی تصور کنی یا نه ؟
بعد گذشت سه روز، تمام هم و غم من به این معطوف شده که قاضیا را درست به یاد بیارم ، شاید یه سناریو توهم الود از ته این ماجرا به دست اومد
Ce commentaire a été supprimé par un administrateur du blog.
RépondreSupprimer