lundi 21 novembre 2011

ناز نازان..


۱۷،۱۸
ساله که بودیم، بد جوری دلبری میکرد و کمتر پسری بود که زیبایی اون رو در اولین نگاه تحسین نکنه..
همیشه بهش میگفتن شبیه آلمانی‌ها هست..جالب اینکه تو مهاجرت فوج فوج جوونها از خانه پدری چند سالی‌ هست که راهی‌ آلمان شده..
انگار واقعا به اونجا تعلق داشته..!
به لطف سایت صورت کتابی‌ دوباره این دوست دوران تینیجری رو پیدا کردم..
اما چیزی مهلک و تکان دهنده رو همین دیشب در مورد اون شنیدم..دوست مشترکی به من خبر داد که فلانی‌ سعی‌ در معالجه بیماریش داره..صرع‌ !!
بیماری که همیشه و از کودکی باهاش دست بگریبان بوده..تعجب کردم، چون تصور نمیکردم پشت این چهره خندان و پر روحیه..دخترکی خسته از بیماری پنهان هست...
امیدوارم و مطمئن هستم که میشه... باید بشه..چون لبخند همیشه زیبات لیاقتش رو داره..

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire