mercredi 10 février 2010

شهاب آسمون


-->پارسال بود همین موقع‌ها ..........
نه می تونم دورشم از تو ، نه می تونم که بمونم
من نه شاهزاده ی عشقم ، نه شهاب آسمونم تو نه نیستی و نه هستی ،
دیگه خسته ام از خیالات
... مونده بی جواب و مبهم ، توی زندگیم سوالات
تو یه رنجی تا همیشه اگه جون نگیره ریشه ، اگه باز بگی نمی شه اگه یک روزی بدونم بودن و موندن یادت واسه قلب عاشق من که یه عمری عاشقت بود مثل درد زهر نیشه
تو که هستی ، زندگی هست ، قدرت هر خستگی هست.. می شه دست قسمتو بست ، زیر ذره های لعنت که یه دشمنه تو خلوت که می کوبه ، می سوزونه هر خیال عاشقونه ، بود و خوند و موند و نشکست
نه می تونم دورشم از تو(نه می تونم دورشم از تو)
نه می تونم که بمونم (نه می تونم که بمونم)
من نه شاهزاده ی عشقم (من نه شاهزاده ی عشقم) نه شهاب آسمونم

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire