lundi 26 avril 2010

بعد از ظهری همراه با یک بانوی نویورکی..


از لحظه ایی که اجازه داد تو صداش کنم، یا بهتر بگم در حالی‌ که من هنوز او را شما خطاب می‌‌کردم و او به طور ناگهانی سلام‌های دوستانه داد، از همون لحظه که از پشت عینک هاش نگاه‌های شیطنت آمیزش رو شروع کرد...
من هم طور دیگه ایی به او نگاه می‌‌کنم،
دیگه حساب این رو نمیکنم که شاید ۱۰ سالی‌ بیشتر از من داشته باشه..فقط دوست دارم با او هم صحبت باشم
عاشق فرانسه حرف زدنش با اون لهجه آمریکایی‌ هستم
حس عجیبی‌ هست، دوست دارم هر روز وقت استراحت نیمروزی رو با او بگذرونم..و مدام از نیو یورک، طرز زندگی‌ در آمریکا، جامعه آمریکایی ‌ و بخصوص تجربیات یک بانوی آمریکایی‌ در فرانسه بشنوم

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire