jeudi 29 avril 2010

از دو دنیای متفاوت


چقدر دغدغه‌های آدم‌هایی‌ که به نظر نزدیک میرسند، میتونه متفاوت باشه..در حالی‌ که من و امثال من به سرنوشت مبهم چند ماه آینده مون نگاه می‌کنیم..در حالی‌ که نمیدونم این چند ماه آینده چه جور خواهد گذشت، چه آشی از این تز بیرون خواهد اومد، و دست سرنوشت من رو به کجا پرتاب خواهد کرد..
همین روز ها، دیگری بابت اینکه ماشین آخرین مدلش رو توقیف کردند و نمیتونه با معشوقه محترم تشریف ببرند مسافرت به زمین و زمان فحش میده که چه زندگی‌ مزخرفی
یا اون یکی‌ که بابت لغو بی‌ موعد پروازش، و اینکه نمی‌تونه بعد از دو هفته تعطیلات از مکزیک برگرده خونه ددی جان، زندگی‌ رو سرزنش میکنه .
جالب اینکه این دو نفر بخش اعظمی از خطرت ۱۸ و ۱۹ سالگی من رو شکل میدهند..
که چقدر دنیاها مون عوض شدند و با هم فاصله دارند

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire