mardi 19 février 2013

خاطره می‌گوید


میگفتند باران که می بارد بویِ خاک بلند می شود 
اما اینجا باران که می زند فقط بویِ خاطره ها می آید 
* * *
خط و ربطمان یکی نبود شاید 
هر از گاهی ،با نگاهی گذرا به آن یاد هایِ خوب و بد آویخته می شوم 
نزدیک و نزدیک و نزدیک تر که شدم  
وقتِ رفتن بود و قبل از بودن نگاهی که خیره به لبانت مانده بود
تو با همه چیز در آمیخته بودی
 اما من از خاطره قوی تر بودم  
هوایت را دیگر نمی کنم 
 واقعیت این است که دیگر دوستت ندارم دوستِ من

خ. ا

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire