هی تو ...!
تو از عطر آلاله ... بیقرار!
تو اين رسم رويا و گريه را
از که، از کدام کتاب، از کدام کوچه آموختهای؟
کجا بودهای اين همه سال و ماه
چه میکردهای که هيچ خط و خبری حتی
از خوابِ دريا هم نبود ... ها؟
عجيب است، بعد از اين همه سال
همين که باز اسمِ دريا میآيد
يک طوری بفهمی نفهمی ... گريهام میگيرد.
ببينم، تو دلتنگ دريا نمیشوی؟!
هی تو ...!
تو از عطر آلاله ... بیقرار!
تو اين رسم رويا و گريه را
از که، از کدام کتاب، از کدام کوچه آموختهای؟
کجا بودهای اين همه سال و ماه
چه میکردهای که هيچ خط و خبری حتی
از خوابِ دريا هم نبود ... ها؟
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire